تبلیغات
Black Dream - بیانات در دیدار اساتید دانشگاه‌ها
اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خداى متعال را شكر میكنیم كه توفیق پیدا كردیم یك بار دیگر این جلسه‌ى مطلوب و شیرینِ همه‌ساله را - ولو در آخرین روزهاى ماه رمضان - در اینجا شاهد باشیم. جلسه، جلسه‌ى علم است؛ جلسه‌ى دانشگاه است و اهمیت علم و دانشگاه براى نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران و بخصوص براى برهه‌ى كنونى تاریخ ما، بر همه روشن است.
 البته این جلسه براى این نیست كه من عرایض خودم را و نكاتى را كه در باب دانشگاه یا درباره‌ى علم و جامعه‌ى علمى دارم، بیان كنم - حالا مطالبى عرض میكنیم، لیكن جلسه براى این نیست - عمده‌ى نظر بنده در تشكیل این جلسه، دو چیز است: یكى احترام به مقام اساتید دانشگاه. این جلسه در واقع یك جلسه‌ى نمادین است؛ براى این است كه اهتمام نظام جمهورى اسلامى به مقام علم و عالم و استاد و دانشگاه، با این وجه نمادین شناخته شود و بیان شود؛  كه خب، این بحمدالله حاصل میشود. جهت دوم، شنیدن برخى از مطالبى است كه در ذهن دوستان و اساتید محترم هست - چه در زمینه‌ى مسائل كشور، چه در زمینه‌ى مسائل دانشگاه و مسائل علم - كه این هم بحمدالله حاصل میشود.
 البته ما زیاد گزارش میگیریم، من زیاد گزارش میخوانم، ملاقات هم كم ندارم - ملاقات خاص با افرادى كه با دانشگاه مرتبطند -  لیكن مطمئنم كه آنچه ما درباره‌ى مسائل دانشگاه كشور میدانیم، همه‌ى مسائل دانشگاههاى كشور نیست؛ و چه بهتر كه بخشى از آنچه را كه نمیدانیم، در یك چنین جلسه‌اى، در یك چنین مجموعه‌اى، از زبان نخبگان دانشگاهى بیان شود؛ كه خب بحمدالله این مقصود هم حاصل میشود، و حاصل شد، و هر سال همین جور است. البته وقت به قدرى نیست كه از عدد بیشترى از دوستان استاد بتوان استفاده كرد، لیكن همین مقدارى هم كه استفاده كردیم، مغتنم است.
 امروز هم مطالبى كه آقایان و خانمها بیان كردند، مطالب خوبى بود؛ بر معلومات ما افزود؛ هم در مورد مسائل دانشگاه، و هم از جمله در مورد آشنائى بیشتر با دیدگاه‌هاى متنوعى كه در دانشگاه نسبت به مسائل گوناگون وجود دارد. خب، ملاحظه كردید كه در همین جلسه یكى از دوستان معتقدند به این كه جریان ترجمه در داخل كشور باید رصد شود - یعنى در واقع به معناى نوعى اشراف و نظارت بر جریان ترجمه در كشور - آقاى محترم دیگرى بیان میكنند كه در مورد ترجمه، دست مترجم و دستگاه ترجمه و نشر ترجمه را باید آزاد گذاشت؛ یعنى در واقع نقطه‌ى مقابل آن حرف اول. هر دو حرف با یك توجیه و تفسیر، درست است؛ یعنى میتوان یك ممشا و سلوكى را انتخاب كرد كه هم آن نظر اول برآورده شود، هم آن نظر دوم؛ اما من مطمئن نیستم كه آن دو برادر محترمى كه این دو نظر را بیان كردند، نظرشان به راه میانه باشد. هر كدام نظر مستقلى دارند، بیان میكنند؛ این براى ما آموزنده است؛ یعنى وجود نگاههاى مختلف، براى من شخصاً حاوى یك موضوع قابل توجه است. حالا این یك مثالى بود كه عرض كردیم؛ مثالهاى فراوان دیگرى هم وجود دارد.
 من چند نكته را یادداشت كرده‌ام كه عرض كنم؛ حالا هر مقدارى كه تا اذان وقت شد، آنچه را كه یادداشت شده، عرض خواهیم كرد. نكته‌ى اول این است كه از حدود ده سال، دوازده سال پیش یك حركت علمىِ جدید و رو به گسترشى در كشور آغاز شد و این حركت ادامه پیدا كرد و رو به تزاید گذاشت. یعنى من اینجور مى‌بینم و میفهمم كه حركت تولید علم و نگاه مجاهدت‌آمیز به كار علمى و تلاش علمى در كشور كه از همان حدود ده دوازده سال قبل آغاز شده است تا امروز، نه فقط متوقف نشده است، بلكه رو به عمق و توسعه پیش رفته. تقریباً میشود گفت كه در همه‌ى زمینه‌هاى علمى هم این حركت وجود داشته است - در بعضى كمتر، و در بعضى بیشتر - این همان چیزى است كه ما دنبالش بودیم؛ این همان مجاهدت علمى است كه براى نظام جمهورى اسلامى و براى كشور ما لازم بود.
 در این حدود دوازده سال، رشد علمى كشور نسبت به قبل از این دوازده سال، شانزده برابر شده. اینها آمارهاى تقریبى است و از مراكز مطمئنى به دست آمده است؛ این خیلى مهم است. همین حركت علمىِ رو به گسترش موجب شده كه پایگاههاى اطلاع‌رسانى علمى معتبر دنیا اظهارنظر كنند كه رشد پیشرفت علم در ایران سیزده برابر متوسط دنیا است. این واقعیتها را در نظر داشته باشیم، اینها خیلى نكات مهمى است؛ ما چون زیاد میشنویم، زیاد تكرار میكنیم، برایمان عادى شده. این جزو آمارهاى داخلى نیست كه حالا یك نفرى آمارى بدهد، یك نفر هم بگوید نخیر، این آمار درست نیست؛ نه، این پایگاههاى اطلاع‌رسانى رسمى دنیایند كه این قضاوت را دارند میكنند؛ با ما هم خوب نیستند. یعنى من باور نمیكنم كه سیاستهاى مسلط جهانى از دخالت در مراكز علمى و امثال اینجور پایگاهها دست بردارند؛ اگر بتوانند، انكار میكنند؛ كمااینكه خیلى از پیشرفتهاى ما را انكار میكنند؛ اما درعین‌حال این آمار را به ما میدهند. همین پایگاههاى اطلاع‌رسانى علمى میگویند - كه در دنیا منتشر شده و در اختیار همه هم هست - اگر همین پیشرفت در ایران ادامه پیدا كند، در سال ۲۰۱۸، یعنى پنج سال دیگر، ایران رتبه‌ى چهارم علمى دنیا را خواهد داشت؛ این خیلى چیز مهمى است. یعنى بعد از سه كشور دیگر - آمریكا و چین و انگلیس؛ آن سه كشورى است كه ذكر كردند - كشور چهارم، ایران خواهد بود؛ این خیلى چیز مهمى است. البته من نمیخواهم ادعا كنم كه این آمارها صددرصد آمارهائى است كه انسان میتواند رویش سوگند یاد كند؛ نه، لیكن روش و حركت دانشگاههاى كشور الان به این سبك است؛ یك حركت عمومىِ رو به پیشرفت.
 خب، ما اگر وضعیت دانشگاهىِ امروز كشور را با دوران اول انقلاب - یعنى آنچه كه میراث قبل از انقلاب و دوران طاغوت بود - مقایسه كنیم، آمارها شگفت‌آورتر از اینها هم هست. آن روزى كه انقلاب پیروز شد، صد و هفتاد هزار دانشجو داشتیم؛ امروز چهار میلیون و چهار صد هزار دانشجو در كشور هست؛ یعنى حدود بیست و پنج برابر. آن روز بار تعلیم بر دوش حدود پنج هزار استاد و استادیار و دانشیار و معلم و امثال اینها بود، امروز در حدود شصت هزار معلم دانشگاهى داریم؛ چه در دانشگاهها، چه در مراكز پژوهشى. اینها مسائل مهمى است، اینها پیشرفتهاى ارزنده‌اى است. البته من اینجا چیزهائى یادداشت كرده‌ام كه دیگر لزومى ندارد بیان كنم؛  بعضى از اینها را شماها میدانید و شنیده‌اید، بعضى‌ها هم لازم نیست مطرح شود. مقالات علمى پراستناد - یعنى مقالات علمى‌اى كه از طرف محققین ایرانى منتشر میشود و در دنیا به آنها استناد میشود - روزبه‌روز رو به افزایش است؛ آمارش را به طور ریز به من داده‌اند، كه حالا من نمیخواهم روى آن تكیه كنم؛ اما این خیلى پدیده‌ى مهمى است. پس مجاهدت علمى در كشور اتفاق افتاده.
 یك سؤالى در اینجا مطرح است: آیا حالا كه ما این پیشرفتهاى علمى را در زمینه‌هاى مختلف در كشور مشاهده میكنیم، یك نفس راحتى بكشیم، بنشینیم سر جایمان؟ خب، پیدا است كه پاسخ منفى است؛ نه. ما هنوز از خط مقدم علم عقبیم، هنوز در بسیارى از دانشهاى مورد نیاز زندگى دچار عقب‌ماندگى‌هاى مزمن هستیم؛ با همه‌ى این پیشرفتى كه در بخشى از دانشها داشته‌ایم. پس چون دچار عقب‌ماندگى هستیم، باید كار كنیم. وانگهى كاروان علم در دنیا متوقف كه نمیشود؛ دارند با سرعت حركت میكنند. ما نه فقط باید جایگاه فعلى‌مان را حفظ كنیم، بلكه باید جلو برویم؛ اینها همه‌اش تلاش لازم دارد، مجاهدت لازم دارد. لذا اولین حرف ما به دانشگاههاى كشور و دانشمندان كشور و نخبگان كشور این است كه نگذارید این حركت از دوْر بیفتد، نگذارید حركت علمى كشور متوقف شود؛ هیچ مانعى نتواند دانشگاه كشور را از رشد به سمت پیشرفت علمى باز بدارد.
 اینكه ما روى علم تكیه میكنیم، فقط به جهت احترام آرمانى به علم نیست - كه البته این خودش یك نقطه‌ى مهمى است؛ اسلام براى علم ارزش ذاتى قائل است - لیكن علاوه‌ى بر این ارزش ذاتى، علم قدرت است. یك ملت براى اینكه راحت زندگى كند، عزیز زندگى كند، با كرامت زندگى كند، احتیاج دارد به قدرت. عامل اصلى كه به یك ملت اقتدار میبخشد، علم است. علم، هم میتواند اقتدار اقتصادى ایجاد كند، هم میتواند اقتدار سیاسى ایجاد كند، هم میتواند آبرو و كرامت ملى براى یك ملت در چشم جهانیان به وجود بیاورد. یك ملت عالم، دانا، تولید كننده‌ى علم، در چشم جامعه‌ى بین‌المللى و انسانها طبعاً با كرامت است. پس علم علاوه بر كرامت ذاتى و ارزش ذاتى، این ارزشهاى بسیار مهمِ اقتدارآفرین را هم دارد. بنابراین باید این حركتى كه وجود دارد، این شتابى كه وجود دارد، به‌هیچ‌وجه متوقف و كنْد نشود.
 یك نكته هم در كنار این وجود دارد؛ این را باید باور كنیم. دوستان در زمینه‌ى جبهه‌بندى‌هاى سیاسى در دنیا نكات خوبى را بیان كردند؛ نكات قابل توجهى است و درست است، ما هم اعتقاد داریم؛ اما چیزى كه باید در نظر باشد، این است كه یك جبهه‌ى دشمن عنودى در مقابل نظام جمهورى اسلامى در میان قدرتهاى دنیا وجود دارد. آیا این جبهه‌ى عنود و لجوج در دشمنى با جمهورى اسلامى، مشتمل بر اكثر كشورهاى دنیا است؟ ابداً؛ آیا مشتمل بر اكثر كشورهاى غربى است؟ ابداً؛ این مربوط به چند كشور قدرتمندى است كه به خاطر دلائل خاصى با نظام جمهورى اسلامى و با اقتدار نظام جمهورى اسلامى مخالفند و كارشكنى میكنند؛ یكى از كارشكنى‌ها، همین كارشكنى در زمینه‌ى علمى است. بعضى از دوستان گفتند «دیپلماسى علمى»، «دیپلماسى دانشگاهى»؛ بنده هم اعتقاد به این دارم، تشویق هم كرده‌ام؛ اما توجه داشته باشید كه طرف مقابل روى این نكته بخصوص توجه دارد، روى این نكته برنامه‌ریزى میكنند. بر روى همین نقطه‌ى «دیپلماسى علمى» برنامه‌ریزى میكنند و اهداف خودشان را دنبال میكنند. اگر با توجه، با آگاهى، با بصیرت، كار انجام بگیرد، ما كاملاً موافق هستیم. از پیشرفت علمى ما هم راضى نیستند. بخشى از این كارهائى كه امروز در زمینه‌ى تحریم و امثال اینها مشاهده میكنید، مربوط به همین است كه نمیخواهند جامعه‌ى ایرانى به این اقتدار درونزا دست پیدا كند؛ كه اقتدار علمى، یك اقتدار درونزا است. بنابراین، این پیشرفت باید ادامه پیدا كند.
 خب، نكته‌اى كه بر این اساس بنده اصرار دارم در ذهن آقایان و خانمها و اساتید محترم مطرح باشد، این است كه «گفتمان علم و پیشرفت علمى» و «گفتمان پیشرفت عمومى كشور» - یعنى انگیزه براى سهیم شدن دانشگاه در پیشرفت كشور - در دانشگاه باید حفظ شود؛ كه البته امروز وجود دارد، اما باید حفظ و تقویت شود. هیچ چیزى نباید با این گفتمان در دانشگاه مزاحمت كند. باید اصرار بر نوآورى علمى در دانشگاه وجود داشته باشد؛ اصرار بر قرار گرفتن پیشرفتهاى علمى در خدمت نیازهاى كشور، كه یكى از جهتگیرى‌ها و معیارهاى اساسى این است. بالاخره ظرفیتها محدود است - هم ظرفیتهاى انسانى، هم ظرفیتهاى مالى و مادى - حتماً باید توجه شود كه كار علمى ما در جهت نیاز كشور باشد. ما نیازهاى گوناگونى داریم كه دانشگاه میتواند به این نیازها پاسخ دهد، این خلأها را پر كند. این هم یك تجربه‌ى ما است.
 ما در دوران دفاع مقدس مشكلات فراوانى داشتیم، خلأهاى بیشمارى داشتیم، این خلأها پر نمیشد؛ بتدریج دانشگاهها وارد میدان شدند و بسیارى از این خلأها كه ما فكر نمیكردیم یك وقتى بتوانیم اینها را پر كنیم، به وسیله‌ى همت دانشگاهها و همت اساتید ما و جوانان ما و دانشمندان ما پر شد. ما در زمینه‌هاى اقتصادى، در زمینه‌هاى فرهنگى، در زمینه‌هاى سیاسى، در زمینه‌هاى مدیریتى میتوانیم این خلأهائى را كه وجود دارد، پر كنیم؛ دانشگاهها میتوانند موضوعات پژوهشى را در دستور كار قرار دهند و این خلأها را پر كنند. بنابراین یكى از معیارها و ضابطه‌ها باید این باشد كه كار علمى در خدمت نیازهاى كشور قرار بگیرد.
 اصرار بر گره‌خوردن تحقیقات دانشگاهى با صنعت و تجارت؛ این حرفى است كه ما ده دوازده سال آن را تكرار كردیم، به دولتها هم گفتیم، به دانشگاهها هم گفتیم؛ البته تا حدود زیادى هم تحقق پیدا كرده، اما به طور كامل نه. این موضوع، هم براى دانشگاهها مفید است، هم براى صنعت ما، و همچنین براى تجارت ما، و همچنین براى كشاورزى ما.
 اصرار بر ایجاد رقابت سازنده در نوآورى. یك رقابت قوى و سازنده و جدى باید در كشور به وجود بیاید براى نوآورى‌هاى علمى، و بر اثر آن، نوآورى‌هاى فناورى. رقابت بین دانشگاههاى كشور، رقابت بین اساتید، رقابت بین نخبگان، باید به وجود بیاید. دستگاههاى آموزش عالى برنامه‌ریزى كنند براى ایجاد این رقابت در بین دانشگاههاى برتر. فرض كنید در علوم فنى - مهندسى تعدادى دانشگاه برتر هست، در علوم انسانى همین جور، و بخشهاى مختلف و حوزه‌هاى مختلف علوم. بین دانشگاههاى گوناگون رقابت ایجاد كنند و به دانشگاهها امتیاز داده شود.
 البته مطلبى را كه در زمینه‌ى عدم نگاه مساوى به دانشگاههاى برتر و قوى و دانشگاههاى ضعیف، اینجا گفته شد، ما رد نمیكنیم؛ به نظر ما این مطلب به نحو مشروط، مطلب درستى است؛ آنجائى كه ظرفیتهاى بیشترى وجود دارد، طبعاً باید اهتمام بیشتر و توجه بیشترى هم به آنجا وجود داشته باشد. بنابراین باید همه مراقبت كنند - هم استادان، هم مدیران، هم مؤثرین و متنفذین در دانشگاهها - كه فضاى دانشگاه به سمت مسائل پوچ حركت نكند؛ فضا، فضاى دنباله‌گیرى مسائل اصلى و اساسى باشد؛ گفتمان علم و گفتمان پیشرفت علمى و گفتمان پیشرفت عمومى كشور بر دانشگاهها همچنان حاكم باشد. البته اینجا هم دشمنانى هستند كه مایلند حتّى مسائل صنفى در دانشگاهها به سمت مسائل سیاسى و جنجالهاى سیاسى گرایش پیدا كند؛ از این باید پرهیز كرد. این براى یك دانشگاه افتخار نیست كه مسائل اساسى آن تحت‌الشعاع مسائل كوچك و كم‌اهمیت و احیاناً تحت تأثیر جریانهاى سیاسى واقع شود. فضاى دانشگاه باید یك فضائى باشد كه در آنجا علم و عالِم بتواند زیست مناسب خودش را داشته باشد.
 البته این هم معلوم است؛ همه‌ى دوستان توجه دارند كه این پیشرفت علمى و این توفیقاتى كه تا امروز در محیط علمى كشور اتفاق افتاده است، به بركت انقلاب اسلامى است؛ این به بركت اسلام است، به بركت انقلاب است. اگر عامل فعال و پیشبرنده‌ى انقلاب و اعتقاد دینى نمیتوانست اوضاع كشور را به طور عموم و از جمله در مسئله‌ى علم تحت تأثیر قرار دهد، یقیناً شعاع نفوذ قدرتهاى سلطه‌گر اجازه نمیداد یك كشورى مثل ایران - كه آنها چشم طمع به آن دوخته‌اند - بتواند در زمینه‌ى علم این پیشرفتها را بكند و این خودباورى و اعتمادبه‌نفس را به دست آورد؛ نمیگذاشتند؛ كمااینكه جاهاى دیگر هم نمیگذارند؛ آنجاهائى كه آنها تسلط و نفوذ دارند. این انقلاب اسلامى بود كه آمد آن فضا را شكست و فضاى علمى را غالب كرد. بنابراین همه باید خودمان را مدیون بدانیم و متعهد بدانیم به حفظ و پاسدارى آرمانهاى انقلاب و ارزشهاى انقلاب.
 یك نكته‌ى دیگرى كه من اینجا یادداشت كرده‌ام و در بیانات دوستان هم اشاره‌اى به آن شده بود، مسئله‌ى بالا بردن كیفیت در دانشگاهها است. البته من اعتقاد ندارم كه گسترش كمیت چیز كم‌ارزشى است؛ نه، گسترش كمیت فى‌نفسه چیز بسیار باارزشى است. این كه تعداد دانشجو زیاد شود، تعداد دانشگاه زیاد شود، مراكز علمى كشور این همه گسترش پیدا كند، این كه در بیمارستانهاى شهرهاى دوردست پزشكانى بتوانند عملهاى جراحى‌اى  انجام دهند كه در گذشته‌ى نه چندان دورى - در اوائل انقلاب، یا به طریق اولى‌ قبل از انقلاب - حتّى در تهران هم به این آسانى امكان نداشت، اینها چیز كمى نیست؛ اینها افتخارآمیز است. بنابراین گسترش كمّى را نفى نكنیم، اما این را تأكید كنیم كه این گسترش كمّى باید با اهتمام به گسترش كیفى باشد - عمق كیفیت - این قبول است. اولاً رتبه‌ى كیفى دانشگاههاى كشور مشخص شود؛ یعنى دستگاه مدیریت دانشگاهى مشخص كند كه كدام دانشگاهى یا دانشگاههائى از خط شاخص كیفىِ معتبر پائین‌ترند؛ بعد برنامه‌ریزى كند براى اینكه بتواند كیفیت این دانشگاهها را بالا ببرد؛ این جزو كارهاى بسیار لازم است و حتماً باید صورت بگیرد؛ یعنى به عنوان یك موضوع مستقل، مسئله‌ى كیفیت باید مورد توجه قرار بگیرد.
 یك نكته‌ى دیگرى هم كه من یادداشت كرده‌ام و خوب است كه تكرار كنم، این است: از پیشرفت علمى در كشور براى گسترش و نفوذ زبان فارسى استفاده شود. زبان خیلى مهم است برادران و خواهران عزیز! اهمیت زبان ملى یك كشور براى خیلى‌ها هنوز دانسته و شناخته نیست. زبان فارسى باید گسترش پیدا كند. باید نفوذ فرهنگىِ زبان فارسى در سطح جهان روزبه‌روز بیشتر شود. فارسى بنویسید، فارسى واژه‌سازى كنید و اصطلاح ایجاد كنید. كارى كنیم كه در آینده، آن كسانى كه از پیشرفتهاى علمى كشور ما استفاده میكنند، ناچار شوند بروند زبان فارسى را یاد بگیرند. این افتخارى نیست كه ما بگوئیم حتماً زبان علمى كشور ما فلان زبان خارجى است. زبان فارسى اینقدر ظرفیت و گنجایش دارد كه دقیق‌ترین و ظریف‌ترین علوم و دانشها میتوانند با این زبان بیان شوند. ما زبان پرظرفیتى داریم. كمااینكه بعضى از كشورهاى اروپائى هم نگذاشتند زبان انگلیسى تبدیل شود به زبان علمى آنها - مثل فرانسه، مثل آلمان - اینها زبان خودشان را به عنوان زبان علمى در دانشگاههایشان حفظ كردند. مسئله‌ى زبان، مسئله‌ى بسیار مهمى است؛ واقعاً احتیاج دارد به این كه حمیت به‌خرج دهید. یكى از اهتمامهائى كه دولتهاى آگاه و هوشیار در دنیا انجام میدهند، تكیه بر روى گسترش زبان ملى‌شان در دنیا است. متأسفانه با غفلت خیلى از كشورها، این كار اتفاق نیفتاده؛ حتّى زبانهاى بومى را، زبانهاى اصلىِ بسیارى از ملتها را بكلى از بین برده یا تحت‌الشعاع قرار داده‌اند. بنده از پیش از انقلاب، از اینكه واژه‌هاى بیگانه بى‌دریغ در دست و زبان مردم ما به كار میرفت و به آنها افتخار میكردند - كأنه كسى اگر چنانچه یك مطلبى را با یك تعبیر فرنگى بیان كند، این را یك افتخارى میدانست - همیشه رنج میبردم؛ متأسفانه تا امروز هم این باقى است! خیلى از سنتهاى غلط پیش از انقلاب، با انقلاب از بین رفت؛ این یكى متأسفانه از بین نرفت! یك عده‌اى كأنه افتخار میكنند كه یك حقیقتى را، یك عنوانى را با یك واژه‌ى فرنگى بیان كنند؛ در حالى كه واژه‌ى معادل فارسى براى آن عنوان وجود دارد، دوست میدارند از تعبیرات غربى استفاده كنند؛ بعد حالا یواش یواش این دیگر به دامنه‌هاى گسترده‌اى در سطوح پائین و سطوح عوامانه هم رسیده، كه واقعاً رنج‌آور است. من نمونه‌هائى در ذهن دارم، كه دیگر حالا لزومى ندارد آنها را عرض كنم.
 یك نكته‌ى دیگر هم - كه شاید نكته‌ى آخر باشد - این است كه ما اگر دنبال پیشرفت هستیم و پیشرفت علمى را شرط لازم پیشرفت عمومى كشور میدانیم، توجه داشته باشیم كه مراد ما از پیشرفت، پیشرفت با الگوى غربى نیست. دستور كار قطعى نظام جمهورى اسلامى، دنبال كردن الگوى پیشرفت ایرانى - اسلامى است. ما پیشرفت را به شكلى كه غرب دنبال كرد و پیش رفت، نمیخواهیم؛ پیشرفت غربى هیچ جاذبه‌اى براى انسان آگاهِ امروز ندارد. پیشرفت كشورهاى پیشرفته‌ى غربى نتوانست فقر را از بین ببرد، نتوانست تبعیض را از بین ببرد، نتوانست عدالت را در جامعه مستقر كند، نتوانست اخلاق انسانى را مستقر كند. اولاً آن پیشرفت بر پایه‌ى ظلم و استعمار و غارت كشورهاى دیگر بنا شد. شما ببینید همین حالا یكى از آقایان راجع به حمله‌ى پرتغال به ایران مطالبى گفتند. خب، فقط ایران نبود. در این منطقه‌ى شرق آسیا، جاهاى مختلفى پرتغالى‌ها رفتند، هلندى‌ها رفتند. مگر هلند چه اندازه عرض و طول جغرافیائى و تاریخى و ارزش علمى دارد؟ یا پرتغال یا اسپانیا یا انگلیس همین جور؟ تمام این قاره‌ى عظیم آسیا را، قاره‌ى آفریقا را اینها در مشت گرفتند و فشردند؛ اینها مراكز ثروت بود. نگاه كنید به نوشته‌ى نهرو در «نگاهى به تاریخ جهان»؛ او تشریح میكند پیشرفتهاى علمى و فنى موجود در هند را پیش از ورود انگلیسها. بنده تا قبل از اینكه این مطلب را از نگاه آدم مطلعى مثل نهرو - كه آن روز این را نوشته بود - بخوانم، از چنین مسئله‌اى مطلع نبودم. یك كشورى در مسیر علمىِ معقول و صحیحى حركت میكند، بعد مى‌آیند به كمك علم و به كمك سلاح این كشور را تصرف میكنند، بى‌دریغ انسانها را میكُشند، منابع ثروت او را از بین میبرند و خودشان را بر او تحمیل میكنند. ثروت را از هند بیرون میكشند، میروند در كشور خودشان سرمایه‌گذارى میكنند، ذخیره درست میكنند. انگلیسها آمریكا را با پولى كه از هند به دست آوردند، گرفتند. تا قبل از سالهاى استقلال آمریكا كه انگلیسها بر كشور آمریكا مسلط بودند، عمده‌ى درآمد تجار انگلیسى از تجارتى بود كه از هند به سواحل آمریكا میكردند؛ كه بعد با مقابله‌ى ساكنان آمریكا - البته نه ساكنان بومى، بلكه باز هم همان مهاجرین انگلیسى و اسپانیائى و دیگران - و جنگى كه انجام گرفت و سپس استقلال آمریكا، دوران تسلط انگلیس تمام شد. به‌هرحال اینها پایه‌ى تمدن خودشان را با مكیدن خون ملتها شروع كردند؛ بعد هم با پیشرفتهاى گوناگون، نه ظلم را در كشورهاى خودشان برطرف كردند، نه تبعیض را برطرف كردند، نه جوامع فقیر را توانستند به بى‌نیازى برسانند؛ مى‌بینید امروز هم وضع اقتصاد در این كشورها چه جورى است، وضع اجتماعى چه جورى است، وضع اخلاقى چه جورى است؛ این انحطاط اخلاقى، این لجنزار اخلاق جنسى در غرب. پیشرفت تمدن غربى، یك چنین پیشرفتى است با این خصوصیات؛ این را ما به‌هیچ‌وجه نمى‌پسندیم. ما دنبال الگوى مطلوب و آرمانىِ خودمان هستیم، كه یك الگوى اسلامى و ایرانى است؛ از هدایت اسلام سرچشمه میگیرد، از نیازها و سنتهاى ایرانى بهره میبرد؛ یك الگوى مستقل. البته امروز محققین و صاحبنظران‌تلاشهاى فراوانى هم دارند میكنند براى اینكه این الگو را تدوین كنند.
 فكر میكنم وقت هم تمام شد؛ در حالى كه یادداشتهائى كه بنده كردم، تمام نشد و مثل سخن بسیارى از برادران و خواهران محترمى كه اینجا مطالبى بیان كردند و به علت كمىِ وقت، حرفهایشان را نصفه‌كاره گذاشتند، بنده هم ناچار برخى از حرفها را میگذارم تا ان‌شاءالله اگر عمرى بود، باز شماها را در جلسات دیگرى در دانشگاهها و در دیدارهاى دیگرى مشاهده كنیم و برخى از عرایض خودمان را به شما عرض كنیم.
 پروردگارا! بركات خودت را در این ماه بر جامعه‌ى دانشگاهى ما نازل كن. پروردگارا! دلهاى مشتاق را در این ماه از رحمت بى‌پایان خود بى‌نصیب مگردان. پروردگارا! اگر تا این روزهاى آخر ماه مبارك رمضان ما را نیامرزیده‌اى، در این فرصت باقیمانده ما را بیامرز. پروردگارا! ملت ایران را در همه‌ى صحنه‌ها، در همه‌ى بخشهاى زندگى كامیاب فرما؛ این ملت بزرگ را بر دشمنانش پیروز كن. پروردگارا! نیتهاى صادق و دلهاى عاشق پیشرفت ملت ایران و عاشق حقیقت را بر انجام آرزوهاى بزرگ آرمانىِ خودشان قادر بفرما. پروردگارا! روح مطهر امام بزرگوارمان و ارواح مقدسه‌ى شهداى عزیزمان را از ما راضى بفرما و دعاى مستجاب امام زمان (علیه الصّلاة و السّلام و عجّل الله فرجه) را شامل حال ما بگردان و قلب مقدس ولىّ‌عصر را از ما راضى و خشنود بفرما.
والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته
آخرین مطالب